قلم های شکسته را چه کسی بند می زند؟
قلب های شکسته را چه کسی ...؟
خیلی وقت است صدای پیرمرد چینی بندزن را نشنیده ام.ای کاش به این ورها سری بزند.
-این نوشته- جمعه پنجم خرداد 1385  
|
|
دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم. خانه ی سنجاقک نامه به سنجاقک پیشین : |
قلم های شکسته را چه کسی بند می زند؟
قلب های شکسته را چه کسی ...؟ خیلی وقت است صدای پیرمرد چینی بندزن را نشنیده ام.ای کاش به این ورها سری بزند. -این نوشته- جمعه پنجم خرداد 1385  
|
|