تبليغاتX




سنجاقک - درخواست

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 
ببینید! لطفا آنقدر از من نخواید که به شما و شما و ... اعتماد داشته  باشم! این خیلی طبیعیه که من دیگه نتونم به کسی اعتماد کنم! می‌فهمید؟؟

 ببينيد! لطفا اينقدر از من نخوايد كه مثل گذشته باشم! اين خيلي طبيعيه كه من ديگه نتونم مثل روزهاي از دست رفته گذشته باشم! مي فهميد؟؟

 ببينيد! لطفا اينهمه آنقدر و اينقدر از من نخواهيد! همين حس شديد غريبگي برايم كافيست.

-این نوشته-   پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385      |