تبليغاتX




سنجاقک - بافت سرنوشت

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

"اگر ميدونستم كي سرنوشت ما رو مي بافه حتما ازش مي خواستم مال من رو كلا بشكافه".

*اين جمله ژاله رو تو فيلم "خانه اي روي آب" دوست دارم همچنين نوع بيان و نگاه ژاله رو.شايد خيلي خوب ميشد اگر مي تونستيم دونه هاي سرنوشتمون رو براي بافتن، خودمون سر بندازيم.اونوقت انتخاب نوع رنگ و بافت هم پاي خودمون بود:۱.بافت كشباف( زندگي و سرنوشت راه راه به همراه پستي و بلندي) ۲.بافت ساده( زندگي و سرنوشتي ساده و آرام و ملايم)و ... . يا سرنوشتي سفيد يا سياه يا شايدم نارنجي جيغ!

-این نوشته-   چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385      |