تبليغاتX




سنجاقک - ميشه بگي؟

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

اين بغض چيه كه ميگي،مي خندي،خودت رو ميزني به اون راه اما باز ته گلوت رو بدجور قلقلك ميده؟!اين حس خاكستري ... چيه كه مي افته به جونت و مي كشونتت تو لك؟من خوب خوبم فقط اين دو تا سوال بدجوري كلافم كرده.

-این نوشته-   چهارشنبه پنجم مهر 1385      |