صدام به دار مجازات آويخته شد. اين خبر مي تونه دل چند نفر رو شاد بكنه؟ به قول معروف دل چندين نفر خنك ميشه؟ به طور يقين خيليها خوشحال ميشن،جشن مي گيرن.اما من چرا دلم گرفت؟! نه اينكه من از مرگ اين ديكتاتور كفتار ناراحت باشم، نه،اما من دوست نداشتم اين گونه در عرض چند ثانيه با بريدن نفسش بميرد. او نبايد به اين شكل مجازات مي شد.او بايد ذره ذره مي مرد، با پستي و ذلت. اين گونه مردن براي او راحت شدن بي دردسر بود.خيلي خوش شانس بودي كه اين طور مردي، ديكتاتور! تمام عكسهاي " كاوه گلستان" از جنگ،چهره كاوه،آدمهاي شيميايي با تني پر از تاول،جنازه هاي تكه تكه شده و تمام خونبازيهايت، همه و همه در سرم چرخ مي خوره. اين مردن براي تو كم بود. تو با اين مردن خيلي زود به خاطره اي تلخ تبديل مي شوي. بايد طور ديگري از زندگي ساقط مي شدي،كم كم و با حقارتي باور نكردني. تو بايد مي بودي با خواري تا وقتي كه جنگ هست،چه كسي مي گويد جنگ تمام شده؟!
مرتبط:
سال بد بد دیکتاتورها الپر
اعدام صدام ، رهایی از تحقیر مدام هنوز
پایان عصر دیکتاتورها رازنو
اعدام زودهنگام بازگشت ابدي


