تبليغاتX




سنجاقک - نیایش

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 
بگذار عشقم گرد گام های نیلوفرانه ی تو بپیچد چه اهمیت دارد پیکرم کجاست؟

درآرامشگاه شهریار در گوشه جنگل در لباس ژنده ی فقر یا در ردای نوی غنا:

بیاموزانم که تنها تو را مومن باشم.

آه ای خدا! بی فروغ نگاهت در سکرات مرگم هم چون ابلیس فقر رانده از گوهر وجود مقدس تو هستم.

بگذار نه در سپاس و توبیخ تو افتم بل در ژرفای روح خویشتن تو را تقدیس کنم.

خدای من ! تو نگه دار منی.

                                                  آیین هندو:تولسی داس شاعر هندی

-این نوشته-   سه شنبه دوازدهم مهر 1384      |