گرچه فرصت دیدار با شما از من گرفته شده, اما من همچنان این جمله هایتان را با خودم مرور می کنم و با آن به آرامش خوبی می رسم:
اگه دنيا رو نداري ، غم دنيا رو که داري
اگه لب خندون نداري ، به جاش چشمی داری واسه گريه کردن
اگه ساختن نمي توني ، سوختن که مي توني
اگه آرامش نداري ، خوب بلدي آروم کني
اگه گل بودن يادت رفته ، پروانه بودن تو خونته
اگه ديگه کوه نيستي ، به جاش يه دريايي
اگه بهار نداري ، عوضش خزونت بي نظيره
اگه به فردا دل نبستي ، يه عالمه ديروز داري که هيچکي نداره
پس ، داشته هاتو نگه دار ، که خودش غنيمته
-این نوشته- دوشنبه هجدهم دی 1385  

