تبليغاتX




سنجاقک - برسد به گوش عقبگرد

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

گرچه  فرصت دیدار با شما از من گرفته شده, اما من همچنان این جمله هایتان را با خودم مرور می کنم و با آن به آرامش خوبی می رسم:

اگه دنيا رو نداري ، غم دنيا رو که داري
اگه لب خندون نداري ، به جاش چشمی داری واسه گريه کردن
اگه ساختن نمي توني ، سوختن که مي توني
اگه آرامش نداري ، خوب بلدي آروم کني
اگه گل بودن يادت رفته ، پروانه بودن تو خونته
اگه ديگه کوه نيستي ، به جاش يه دريايي
اگه بهار نداري ، عوضش خزونت بي نظيره
اگه به فردا دل نبستي ، يه عالمه ديروز داري که هيچکي نداره
پس ، داشته هاتو نگه دار ، که خودش غنيمته

 

 

 

 

-این نوشته-   دوشنبه هجدهم دی 1385