حتی تار و پود قالی هم
با من لج کرده اند
تقصیر من چیست
که دستم به آسمان نمی رسد!
نگاه سرد آینه
با خوبی پروازها بیگانه است!
اگر دستان من هم
بوی نور می دادند
یک شب, همه شان را
به میهمانی دریا می بردم
تا پا به پای موج
صفای از دست رفته را
بازیابم!
-این نوشته- جمعه بیست و نهم دی 1385  

