تبليغاتX




سنجاقک - گاهی شدیدا بیشتر هستم*

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 
همیشه از چتر بدم می اومد. وقتی برف یا بارون میاد باید رفت, باید تنها رفت, باید تنهایی و ریز ریز زمزمه کرد. هیچ هوایی دو نفره نیست, مخصوصا این هوای برفی امروز که بتونی کلی پیاده روی کنی و ظهر هم وقتی می رسی منزل یک آش گرم منتظرت باشه. این هم گزارش تصویری امروز :

 

 * قیصر امین پور ( کاش زودتر خوب شود, کاش بخندد ...)

-این نوشته-   سه شنبه هشتم اسفند 1385      |