تبليغاتX




سنجاقک - یک قهرمانی, یک افتخار

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 

از دیشب دل نگران مسابقه امروز والیبال بودم. والیبال و بستکبال (مخصوصا در این چند سال اخیر) نشان داده اند که می توانند کاری کنند که نام ایران بدرخشد. پیروزی های تیم بسکتبال و والیبال ما باید خار چشمی شود برای آن تیم فوتبال ما و مربی و فدراسیونش که با بودجه و دبدبه و کبکبه بیشتر کاری که نمی کنند هیچ, هر روز هم نزول بیشتری دارند.

ما بردیم, ما قهرمان شدیم آن هم با کلی هیجان. اسپک های "غیاثی" با آن قدرتش, جای گیری خوب بچه های تیم و ... همه و همه یک افتخار و یک لذت بزرگ برایمان به ارمغان آورد.

سه ست را بردیم تا برای همه نمایان شود که اگر مدیریت, برنامه ریزی خوب به دور از حاشیه های الکی باشد ما هم می توانیم!

 

-این نوشته-   دوشنبه پنجم شهریور 1386      |