تبليغاتX




سنجاقک - مرگی دوباره و ریحانی دیگر

سنجاقک


دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم.


خانه ی سنجاقک

نامه به سنجاقک

پیشین







 :

 
متنفرم از روزهای آخر سال. انگار هر چه خوب و همراه است باید داغشان به دل بماند در این آخرین نفس های سال. یادش بخیر, آخرین انتخابات مجلس خبرگان. فقط برای حضور او بود که حاضر به رای دادن شدم. چقدر بعضی مصیبت ها زشت هستند. چقدر ناگهان آدم های خوب می میرند , , ,

 
-این نوشته-   2008/2/16 12:12