آیا تا به حال در نگاه مانکن های پلاستیکی دقیق شده یی؟؟!!
همونایی که یه عمر نگاشون و به عابرا دوختن و خسته از اون قفسی که ما
بهش میگیم ویترین. هروز یه جور لباس تنوشون می کنن. اما اونا از این خو
دنمایی و نگاه دیگرون ذلن. هر دفعه که میرم پاساژ یا فروشگاه کلی دلم براشون می سوزه چون محکوم
به خودفروشی هستند. چشماشون نقاشیه اما یه جوری زل میزنن به آدم که انگار جون دارن.
یه مو قع هایی به جایه اینکه حواسم به لباس تنشون باشه فقط به چشماشون خیره میشم.
-این نوشته- جمعه چهارم آذر 1384  
|

