نمي شود, نمي توانم كه اين شعر مريم مومني را كه از حفظ هر روز مي خوانم اش را بعد از گذشت نزديك دو سال, اين تكه اش را اين جا بلند زمزمه نكنم :
-این نوشته- 2008/12/6 12:13 
|
دلم که تنگ می شود ، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم ، گاهی که می خندم ، اشکی می ریزم ، شوقی دارم ، بی حوصله می شوم ، می دانم که اینجا هست ! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم ,,, دلم که تنگ می شود ، سنجاقکم هست . لبخند می زنم. خانه ی سنجاقک نامه به سنجاقک پیشین : |
نمي شود, نمي توانم كه اين شعر مريم مومني را كه از حفظ هر روز مي خوانم اش را بعد از گذشت نزديك دو سال, اين تكه اش را اين جا بلند زمزمه نكنم : -این نوشته- 2008/12/6 12:13 
|