۱.بالاخره امروز امتحانات تموم شد . این یک هفته واقعن سخت گذشت مخصوصن این سه شب آخر که نخوابیدم و الان در حال گیج زدنم اما همیشه در اوج خستگی یه بی خوابی عجیبی به سراغم میاد که حاصلش تند شدن اخلاق (همان حالت مثل هاپو شدن!) و کلافگی شدیده. اگه کسی راه حلی برای به خواب رفتن داره از من دریغ نکند.
۲.به لطف یک دوست بسیار ارجمند و خوب و بزرگوار و .....(توجه داری که آقای اشعری این پرتاب محبت برای اینه که بازم لطف های بیشمارتان بر ما جاری شود)بلیت یکی از فیلم های جشنواره به دستم رسید(فیلم اسب) و با تعریف زیادی که در موردش شنیده بودم همراه خانم دکتر! راهی سینما فردوسی شدیم اما از آن جایی که ما همیشه خدای برنامه ریزی و ... هستیم فیلم اسب نمایش داده نشد و یک فیلم برای گروه سنی الف!(سرت رو بدزد رفیق به کارگردانی علی عبدالعلی زاده) به نمایش درآمد. (اگر به فیلم های موزیکال و عروسکی علاقه مندید این فیلم برای وقت گذرانی و هدر دادن پول مورد مناسبی به حساب میاد).نصف سالن که در خواب ناز بود و نصف دیگر که شامل ما هم میشد در حال گپ و گفتگو و موبایل بازی که بعد از مدتی سالن را ترک کردند.
بعد از ساعاتی کافه نشینی راهی تاتر شهر شدیم اون جا هم نه بلیتی بود نه آشنایی برای جاری شدن لطف و مرحمت! اما تو اون سوز و سرما ۲نفر با بازی کردن نقش در محوطه پارک باعث شدن که دقایقی هم از تاتر استفاده کنیم(واقعن قشنگ بازی می کردند طوری که من تا چند دقیقه فکر می کردم که واقعن از دیوانه خانه فرار کردند!).
امیدوارم اقلن فردا یه فیلم خوب ببینم به دوستانی هم که بلیت ندارند پیشنهاد می کنم نیم ساعت قبل از نمایش فیلم سری به گیشه بزنند.(امروز که سینما فرهنگ قبل از نمایش فیلم ستاره بلیت برای فروش داشت)
۳.جناب امضا محفوظ هم شروع به نوشتن مطالبی به عنوان استاد کشون کرده اند که خواندنش خالی از لطف نیست مخصوصن که این اساتید رو هم بشناسید. من که کلی حال کردم.
۴.عرضی نیست جز....هیچی خوردمش!