روز هاي روشن خداحافظ...!
يادداشت زير به قلم دوست خوبم نسرين وزيري عزيز است.نمي دانم چرا در اعتماد ملي چاپ نشد اما چون وبلاگش به حالت نيمه تعطيل است من يادداشت را اينجا ميگذارم.
روزهاي روشن خداحافظ...!
ديگر آفتاب از "شرق" طلوع نمي كند،"نامه" اي هم برايمان نميرسد*.شوك توقيف چهار نشريه در يك روز،امروز كه جاي خالي شان روي كيوسك ها مشهود بود به سوگ بدل شد.هنوز ۷۰۰ كارمند و خبرنگار روزنامه ايران،سروساماني نيافته بودند كه تحريره شرق،نامه،حافظ و خاطره به خيل بيكاران مطبوعاتي پيوستند.
از همان ديروز كه هيات نظارت بر مطبوعات به استناد تبصره مده ۱۲- كه اجازه توقيف نشريات را در صورت نشر مطالب الحادي و مخالف موازين اسلامي و ترويج مطالبي كه بر اساس جمهوري اسلامي لطمه مي زند،اهانت به دين ميبن اسلام و مقدسات،افترا به مقامات و ... به اين هيات مي دهد- مهر توقيف بر روزنامه شرق نهاد،بسياري از آنها كه خود داغ ديده اين مهر اند زبان به گلايه گشودند.يكي تلقي پديده اي بدون روح از افار عمومي را توهين شمرد،يكي اقدام هيات نظارت بر مطبوعات را غير قانوني خواند،يكيغروب شرق را بي فروغ كردن نغمه هاي غير همسو خواند،يكي نويد صدور بيانيه داد،يكي...،يكي... و يكي... .
غافل از اينكه اشك و عزاي مادر مطبوعات را نه اين حرف ها كه چند صباحي بعد به خاطره اي در تاريخ بدل مي شود،التيام است و نه وعيدهايي كه فراموش شده اند.هيچ يك از اين گلايه ها و بيانه ها منجر به رفع توقيف از آن همه نشريه به محاق كشيده شده،نشد.كما اينكه دستور العمل قوه قضائيه در اسفند ماه ۸۳ مبني بر تذكر به متخطيان مطبوعاتي به جاي برخورد با مطبوعه و نهايتا برخورد با مدير مسئول به جاي توقيف آن و صدور مجازات متناسب با افراد و نوع جرم،را به جايي نبرد و هرگز جامه قانون نپوشيد تا لازم الاجرا گردد. در اين اثنا سال ۸۴ گذشت و سال ۸۵ هم به نيمه رسيد ولي نويد رئيس كميسيون فرهنگي مجلس كه وعده در دستور كار قرار دادن اصلاح قانون مطبوعات در سال ۸۴ را سر داده بود هم عملياتي نشد.وعدهاي كه بر اساس آن قرار بود مجازات حبس در رسيدگي به جرائم مطبوعاتي حذف شود.نه نتها آن وعده ها كه ابراز تلاش هاي برخي نمايندگان براي رفع توقيف از "ايران" هم ناكام ماند.
وقت آن رسيده به جاي شعار و وعده (اعم از اينكه از سردرد و گلايه باشد يا به منظور اصلاح) كمي به خود آمده و ريشه آن را جستجو كنيم كه در كدام بستر آرميده.برخي آنچنان از موضع غير قانوني بودن اقدام هيات نظارت سخن مي راندند كه گويي استنادشان به قانون قبل از اصلاحيا مجلس پنجم بود.قانوني كه بنا بر آن تخلف نشريات بايد جهت پيگرد قانوني به دادگاه صالح تقديم شود.استناد هيات مذكور به قانون موجود است كه نيازي به به تاييد جرم از سوي مرجع قضايي در آن نيامده. وقت آن نرسيده كه به واقع به فكر جبران مافات باشيم نه گله گذاري؟اگر بلاي آمده قانوني است پس بايد در انديشه اصلاح آن بود و نه فقط نقد آن.آنها كه مدعي اند اصلاح ان در دست كساني است كه توجهه به آن ندارند خودشان براي تنظيم و تدوين نظام جامع مطبوعاتي كه چند سالي است وعده آن را داده اند چه كرده اند؟تكليف روزنامه نگاراني كه به آينده چشم اميد دوخته اند در اين اثني چيست؟آيا بايد با روزهاي روشن خداحافظي كرد يا اينكه هنوز كور سوي اميدي هست؟!
*اشاره به پيام تبليغاتي اين دو روزنامه كه عبارت بودند از:"آفتاب از شرق طلوع مي كند" و برايتان نامه رسيده".