يك ماهي ميشد كه نرفته بودم سراغش.اما ديروز چندتا اسم ديگه بايد اضافه و كم ميشد.چه اسم آدم،چه خوردني،چه رفتاري و چه ... .مهم ممنوع بودنشان هست و بس.به خيالم زياد شده اند اين ليست ممنوعه هاي من.زهرا نشسته و مشق مي نويسه و قايمكي ديد هم ميزنه.ميگه اين چيه؟ميگم ليست موارد ممنوعه.ميگه يعني چيا؟ميگم چيزايي كه يا بايد ازشون دوري كنم يا فرار يا چيزايي كه  هيچوقت دستم بهشون نميرسه.ميگه آهان و سريع مداد قرمزش رو بر ميداره و يه دايره مي كشه و ميگه ميان داخل اين.پس گاز گرفتن از لپ منم! بهش اضافه كن.گفتم ميخواي براي تو هم درست كنيم؟گفت آره آره.سريع مدادش رو تراشيد و اول با مداد قرمزش شماره گذاشت و نوشت:

۱.خوردن قند بيشتر از دوتا. ۲.بيدار موندن بيشتر از ساعت نه. ۳.خوردن زياد چيپس و پفك ۴.قلقلك دادن تو (يعني من!) ۵.زياد ديدن سي دي هاي كارتونم مثل شرك علاوه بر كارتون هر روزه(به هر حال رفتم كلاس سوم و كلي درس و مشق و ...) و ... .

بهش گفتم ليست رو نگه ميدارم تا دفعه بعدي كه اومد پيشم .يعني تا چند روز ديگه اون چندتا چيز ديگه به ليست ممنوعش اضافه مي كنه؟من چي؟ بي اختيار بالاي ليستش نوشتم:

تشنج غريب پنجره ها

در پس پرده هاي سياه،

تو پيش از آفتاب به اينجا نيا

ترا به خدا نيا

نيا كه اينجا...

دارد گريه ام مي گيرد به خدا!