بگذار اينگونه بگويمت:

"مانده ام در اين انزواي مرتفع خودخواسته كه قبل از آمدن منتظر آمدنش بودم و گمان مي كردم كه اگر بيايد و بماند،بعدش دنبالم مي آيند و مي برندم و دوباره اجبارم مي كنند كه باش و بنویس،اما همان وقت كه آمد،روز پشت روز ماند و سرد شد و در دهان ماسيد.پس ديگر گماني ندارم كه آمده است و همين است و تمام."

پس بدان كه چرا پروانه هاي اين پسين غمگين را در پس پيراهن پر گريه ام پنهان كرده ام.