کیمیایی را بعد از گوزنها چه شد؟!
کیمیایی را بعد از گوزنها چه شد؟! حاضرم چندین بار دیگه گوزنها رو ببینم( اون دیالوگ فراموش نشدنی وثوقی به قریبیان در آخر گوزنها یادتون هست که گفت: نمردیم و گلوله هم خوردیم) اما به تماشای حکم و رئیس نشینم. شاید اگر چندتا دیالوگ اعتراض هم نبود خیلی بیشتر از این از اعتراض هم خسته می شدم. مرحوم فتحی موقع گلریزون در زندان دیالوگی داره که دوستش دارم. نحوه بیان و شکل بازی فتحی در اون سکانس جذابه و شاید تنها چیزی هست که باعث میشه که به سینمای کیمیایی بعد از گوزنها سری بزنم.
" سلامتی سه تن: ناموس و رفیق و وطن
سلامتی سه کس: زندونی و سرباز و بی کس
سلامتی باغبونی که زمستونشو بیشتر از پاییزش دوست داره
سلامتی آزادی
سلامتی زندونیهای بی ملاقاتی
...."
شاید از خیلی وفت پیشها به این فکر و عقیده رسیده باشم و باشیم که : خداحافظ سینمای کیمیایی, خداحافظ آقای نصرت فرزانه*!
* کیمیایی با اسم مستعار نصرت فرزانه برای آلبوم " زرتشت" فائقه آتشین ترانه سرود.