خوب, من البته خیلی از چیزهای این دنیای عوضی را نمی فهمم.یکی از آن چیزها همین قضیه است که .... . مدتها است خودم را قانع کرده ام که عقلم قد نمی دهد این دنیای عوضی را بفهمم. هر گندی توی این عالم است زیر سر آدمها است و در واقع هیچ گندی نبوده که آدمها انجامش نداده باشند. داشتم می گفتم هر گندی که توی این عالم است زیر سر آدمها است. هنوز هم به این حرف اعتقاد دارم اما این موضوع چیزی را درباره عوضی بودن این دنیا تغییر نمی دهد. در واقع یکی از دلایل عوضی بودن این دنیا است که آدمهاش هر غلطی- واقعا و به معنای حقیقی "هر غلطی" که خواسته اند کرده اند. شرط می بندم اگر غلطی هست که نکرده باشند به خاطر دلسوزی و شرافت و این جور چیزها نبوده. لابد نتوانسته اند بکنند. این چیزی نیست که من تازه کشفش کرده باشم. هزاران سال است که هر کس ذره ای شعور داشته باشد این را فهمیده.

حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه/ مصطفی مستور/ نشر چشمه