حیرت می کنم از بلاهت بعضی ها !
ما فرار مغزها نداریم. اما من نمی دانم چرا فقط شاهد دست و پا زدن بچه های دانشکده خودمان یا جاهای دیگر برای رفتن, هستم. نمی دانم چرا هر روز صف جلوی سفارتخانه ها کشدار تر می شود. چرا لااقل من تعداد زیادی را می شناسم که با داشتن حرفه و مهارتی تحسین برانگیز در کشورهای دیگر زندگی می کنند و روزگار می گذارنند. می دانی؟ من دلم می خواهد "سمفونی مردگان" را باز کنم و باز بخوانم. چقدر دلم می خواهد سرم را بندازم پایین و گوشهایم پر کنم از پنه تا نشوم بعضی حرفهایی که آغشته اند به بوی ماهی خام! چرا دهان بعضی ها بوی صداقت نمی دهد؟
+ نوشته شده در 2007/5/14 ساعت 1:38 توسط فاطمه
|