به ذهنم ماندند و چسبیدند ,,,
حالا دل ام می خواهد برایت بگویم اصلا کلمات دروغ اند. اما حتی وقتی که می دانی فقط نقاب اند, آن قدر واقعی به نظر می رسند که دل ات می خواهد باورشان کنی. می خواهم بگویم این تو نبودی که کلمات را به کار می بردی, این کلمات بودند که تو را به کار می گرفتند و مصرف ات می کردند تا برای خودشان چیزی بشوند که ارزش به ذهن ماندن داشته باشند. می خواهم بگویم حالا هر سنگی نام توست که می تواند آن جنب و جوش عظیم پشت دروازه را, شهر را, بی رنگ و محو کند.
ویران می آیی/ حسین سناپور/ نشر چشمه
+ نوشته شده در 2007/5/24 ساعت 14:25 توسط فاطمه