رييس سازمان جوانان را مي آورند مي نشانند روي صندلي براي سوال و جواب. اصلا خود همين عبارت " سازمان ملي جوانان " پر از سول و ابهام است. كدام سازمان؟ كدام چارت سازماني؟ كدام روابط عمومي؟ كدام كاركرد برجسته؟ و به قول معروف چه كشكي؟ چه دوغي؟
مجري از همان اول شروع مي كند به نقد و تيكه پراني. البته بسيار خوب مي كند كه از اول تند و تيز حرف مي زند. مهمان توضيح داده شده كه به نظر بنده, بنده خدا بايد مي رفت جاي ديگري براي خدمت به خلق خدا مشغول مي شد بسيار وارفته و شل است در پاسخگويي. اول از همه كه مي گويد ما سازمان نيستيم, ما يك اتاق فكريم در واقع. بعدش هم سعي مي كند بگويد كه چقدر فكر كرده اند. بعدش هم مي خواهد از آن بودجه هنگفتي كه در سازمانش روان است دفاع كند كه باز هم نمي شود. چه كار كند بنده خدا, وقتي در صندوق ارزي باز مي شود خوب بايد پول هل يك جوري خرج شوند. مجري ِ برنامه كه اصلا خودش هم بايد نقد شود با آن اوضاع خنده دار پاچه خواريش كه بسيار هم سعي مي كند متفاوت باشد و اين ها, خوب گير مي دهد به نقطه ضعف هاي سازماني كه جديدا اتاق فكر شده است و خلاصه برنامه اش را چالشي مي كند.
از يك جايي به بعد بحث مي كشد به بالا رفتن سن ازدواج و به ابتذال افتادن بعضي از جوان ها. آقاي رييس آن قدر محجوب است كه حتي در پاسخ به اينكه بيشترين جستجوي جوانان ايراني در اينترتت درباره چه موضوعاتي است; صريح نمي گويد مسايل جنسي. آن قدر نمي گويد كه خود مجري صراحتا مي گويد و آن وقت كه خوب مي شود گفت تازه برنامه كمي شفاف مي شود.
جناب رييس به طور محض چيزهايي مي گويد كه فقط بايد خنديد از بس گريه دارد. به نظر من شرايط ازدواج را هم در ايران كم و بيش خوب مي داند. يك جاهايي روانپزشكي هم در بحث شركت دارد و با آمارهايش خوب واقعيت هاي دردناكي را يادآوري مي كند اما خوب آقاي رييس نظر ديگري دارند. مي گويند آمار طلاق در سال 1386 كمتر شده است و اين ها. فردا شبش در اول برنامه پاسخ سازمان "ثبت اسناد و املاك كشور" خوانده مي شود و معلوم مي شود خوب آقاي رييس انگار بايد مي رفتند همان به كارهاي ديگري مشغول مي شدند.

مي بيني؟ روزگارمان از اين سياه تر هم مي شود مگر؟ اين قهقرايي كه هم خودشان را مي برند و هم ما را با خود مي كشند تا كجاست؟ يكي پيدا شود بگويد تا كجا بايد به گند كشيد همه چيز را ؟