ببين نيكو , اين پست تو مژه هاي من را خيس مي كنند. خيلي زياد بغض ها را خوردم يكشنبه. بعدش ديدم نمي شود , خيالم خسته شده بود .  مي داني نيكو هيچ چيز آرامم نمي كند وقتي براي لحظه هاي ديدار نقشه مي كشم. هزار تا نقشه را صدبار دوره مي كنم من.

توي اين عكس تو آن سمت چپي و من سمت راستي ام. مي بيني يك كم مانده براي رسيدن به تو . حساب روزها دستت هست ؟ از آبان تا شهريور چند روز مي شود ؟ تمام لحظاتش را با يك جمله براي روز هاي ديدار قايم كرده ام.

همين زودي ها است كه جاري شويم .