آقاجون جمعه ای دیگر رو به اتمام است اما نیامدی.

آقاجون نمی دانم امروز غروب که نامه اعمالم را نظاره گر می شوی باید شرمنده باشم یا سربلند. اما بگذار تا چند کلمه ای برایت بگویم:

تو دلم یه دنیا حرفه که می خوام بگم براتون

تو بگو به من کجایی تا ببوسم خاک پاتون

آقاجون دلم گرفته مثل آسمون پاییز

میدونم مرغ دل من دوباره کرده هواتون

آقاجون با خودم یه نذری کردم که اگه تو رو ببینم

با همون نگاه اول جونمو بدم براتون

چه خوبه خونه قلبم بشه جای تو همیشه

حک کنی رو صفحه دل نقش روی دلرباتون

چی میشه یه بار شبونه رد شی از کوچه قلبم

روی ماهت رو ببینم یا که بشنوم صداتون

مارو هم یه نیمه شب تو نماز شب دعا کن

تا صبا برام بیاره صدا و سوز دعاتون.