من شاکیم!
از دوستی شنیدم دکتر نمکدوست امروز پایان نامه کامل و صحافی شده خود را به دانشکده و کتابخانه تحویل داده است. فکر می کنم او دیگر میل و اشتیاق فراوانی برای بازگشت به دانشکده نداشته باشد و مانند بقیه همچنان در بهت این اخراج ناگهانی باشد. از همان دوست جویای حال و احوال استاد شدم گفت که استاد سرحال است و آن لبخند همیشگی بر روی لبانش.(خدا را شکر)
واقعن افسوس می خورم حالا که نوبت من و هم سن های من شده دانشکده کم کم از استادهای خوب و واقعی خالی میشه. با اساتید این ترم همون بهتره که سر کلاس مشغول مطالعه آزاد و وقت گذرونی باشم.آخه این یدک کشیدن اسم استاد و دکتر و ... به چه فایده وقتی سر کلاس با بافتن اراجیف به هم لحظات و دقایق طلایی چندتا جوون رو هدر می کنن.حالم از این عنوان های الکی و دروغین به هم می خوره وقتی پشتش هیچ آگاهی و دانش و شعور نیست.من و امثال من شکایت داریم. از این وضع مسخره خسته ایم. کاش دکتر نمکدوست و امثال او به داد ما برسند.
+ نوشته شده در 2006/2/25 ساعت 23:28 توسط فاطمه
|