هر دم از این باغ ....
تازه این اولشه خدا بقیه رو به خیر کنه![]()
تازه این اولشه خدا بقیه رو به خیر کنه![]()
برای اولین بار ه که عکس یه حیوون و میبینم و چندشم نمیشه که هیچ تازه کلی هم زل میزنم به اون چشمای معصومش و ازش خوشم میاد![]()
دوستی هم همین درجه بندی رو داره برای من که اینجوریه به قول معروف هر گل یه بویی داره
شما رو نمیدونم(بهم بگید لطفا)
دست بر دهان خویش بگذارم و
باز تکرار سکوت...!
نه عزیزم!
من مجبور به روایت این حکایت ناتمامم:
اینجا هر دل و دست خسته ای
پر از ظهور بی مجال حادثه است.
تمرین ترانه است
که شب تشویش و گریه را خواهد شست
ورنه من کی اهل این همه بیداری لا علاج بوده ام!
من هم دلم میخواهد
گاهی اوقات
پناه ببرم به فراموشی
بروم جایی دور
دورتر از درد دوایر و دیوار..
اما چه کنم
که این دردهای بی پایان شما
مرا خانه نشین کلمات پر گریه کرده است.
درآرامشگاه شهریار در گوشه جنگل در لباس ژنده ی فقر یا در ردای نوی غنا:
بیاموزانم که تنها تو را مومن باشم.
آه ای خدا! بی فروغ نگاهت در سکرات مرگم هم چون ابلیس فقر رانده از گوهر وجود مقدس تو هستم.
بگذار نه در سپاس و توبیخ تو افتم بل در ژرفای روح خویشتن تو را تقدیس کنم.
خدای من ! تو نگه دار منی.
آیین هندو:تولسی داس شاعر هندی
زیبایی یک تعهد است:باید قدرت و شایستگی پای بند ماندن به آن را داشت.
در گشت و گذاری که چند روز پیش در دربند داشتم به این آقا یاخانم خره بر خوردم(البته به احتمال خیلی خیلی زیاد مذکرهاین خره هم انگار از این روزها از اوضاع جامعه و سیاست و مسئله انرژی هسته ای خسته شده.شایدم دچاره یاس فلسفی!!!!!!!!!
چه میدونم خدا عالمه ولی حداقل اون یه پنجره ای داره که سرش رو واسه تنفس تازه بیرون بیاره اما من یا تو یا ....
سهراب سپهری
میدونی توی زندگی هر آدمی خیلی وقتها میشه که تردیدها هجوم میارن به فکر و ذهن و جسم خسته ی آدم.یا سوالاتی براش مطرح میشه که همیشه فکر می کرده جواب های محکمی براشون داشته.
مثل وقت هایی که کتابی می خونی که برات شبهه ای ایجاد میکنه یا مثل وقت هایی که در اعتقاذات مذهبی سوالاتی برای آدم پیش میاد و آدم تردید هایی پیدا میکنه. این جور وقت ها آدم برای اینکه انگی بهش نزنند سوالاتش توی ذهنش انبار میکنه تا اینکه بالاخره یک موقع از یه جا سر باز می کنه.
حالا من این جوریم توی این روزای دلگیر و خفه کننده با دنیایی از سوال های بی جواب و کلی خستگی و کلی نگرانی تنها خواسته ام تنها کمی پنجره است.